|
و اما عترت !!! اینها هم که موجوداتی ماوراء الطبیعی اند و از نورند و ذات معصوم الهی فرشته ای دارند و صاحب ولایت تکوینی اند و از جنس ما نیستند که اعمالشان برای ما سرمشق پیروی باشد . امام نیستند ، ذاتهای مقدسی هستند که فقط نقششان این است که با محبت و مدح و منقبت و نذر و وقف و زیارت و عزا و دعا دلشان را بدست آوریم تا با نفوذی که در دستگاه خدا دارند ، ترازوی عدل او را از کار بیندازند و در دفتر حساب و کتاب او دست ببرند و سیئات مارا در ستون حسنات بنویسند و یک عده پفیوز بنده باب نوکر مآب متملق جبون تبهکار را که یا عمر را به ذلت و سکوت و تسلیم گذرانده اند و جیره خوار سفره ی جور بوده اند و بازیچه جهل وهمدست عثمان یا کعب یا عبدالرحمان و وارث حقیقی معاویه یا شریح یا شمر ، و پفیوزی بدتر از قمفوز ، با فاطمه زهرا محشور کندو هم زانوی اصحاب سیدالشهداء بنشاند . وخود را نه پیرو که سگ خانه ی اهل بیت خواندن و برایش عوعو کردن و به سبک هندی تا آخرین حد مبالغه در ذلت و خواری و چاپلوسی ، اظهار عبودیت و حقارت و زبونی کردن . من خاک کف پای سگ کوی همانم کاو خاک کف پای سگ کوی تو باشد می بینیم هم ادب و شعر ، که عامل تلطیف روح و تکامل احساس است ما را سگ می پرورد و هم مذهب که بزرگترین عامل کمال انسان و کسب خلق و خوی خدا و جانشینی خداوند در طبیعت !و آنگاه چنین شخصیتی که سگ حاکم است و سگ معشوق است و سگ امام ، باید در برابر قدرت تقیه هم بکند و در پیش عوام ، ریا و حتی جرات این را هم نداشته باشیم ، که در عصری که بودائیها و بت پرستهای صوفی زده مرتاض باز و مارپرست و گاوپرست و آتش پرست بر سر دنیا فریاد می کشند و بر سینه ی قدرت جهان گلوله میزنند دفاع کنیم . برگرفته از کتاب با مخاطبهای آشنا اثر "دکتر علی شریعتی"
|