تبلیغات
دكتر علی شریعتی - ای حسین

دكتر علی شریعتی

جستجوگر
منوی اصلی
برای جستجو در وبلاگ واژه‌ كلیدی‌ مورد نظرتان را وارد کنید :
نظرسنجی

» آیا با عقاید و تفكرات دكتر شریعتی موافق هستید ؟





لینک های روزانه

» سبزه

» ببار باران

» منم زیبا و زیبا بنده ام را دوست میدارم

» راهنمای شب

» سیستم حضور و غیاب

» نیلوفر آبی

» نیمه حرف

» شعله بیقرار

» جایی برای حقیقت نیست

» حقایق عشق

» فرزند كویر

» حرفهای دلتنگی

» روشنگری

» تاریخ و تمدن ایران

» تفكر

» از قلم

» دور از همهمه ی خوابستان

» دانلود آثار دکتر علی شریعتی

ای حسین

با تو چه بگویم؟

"شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هائل"

و تو ای چراغ راه،

ای کشتی رهایی،

ای خونی که از آن نقطه ی صحرا،

جاودان می تپی و می جوشی،

و در بستر زمان جاری هستی،

و بر همه ی نسل ها می گذری،

و هر زمین حاصل خیزی را سیراب خون می کنی،

و هر بذر شایسته را در زیر خاک می شکافی و می شکوفانی،

و هر نهال تشنه ای را به برگ و بار حیات و خرّمی می نشانی،

ای آموزگار بزرگ شهادت!

برقی از آن نور را

بر این شبستان سیاه و نومید ما بیفکن!

قطره ای از آن خون را

در بستر خشکیده و نیم مرده ما جاری ساز!

و تَفی از آتش آن صحرای آتش خیز را

به این زمستان سرد و فسرده ی ما ببخش!

ای که "مرگ سرخ" را برگزیدی

تا عاشقانت را از "مرگ سیاه" برهانی،

تا با هر قطره ی خونت،

ملتی را حیات بخشی و تاریخی را به تپش آری

و کالبَد مرده و فسرده عصری را گرم کنی،

و بدان جوشش و خروش زندگی و عشق و امید دهی!

ایمان ما، ملّت ما، تاریخ فردای ما، کالبَد زمان ما،

"به تو و خون تو محتاج است".

(معلم شهید،دکتر علی شریعتی)

 


نویسنده : ضمیر خویش
ارسال شده در پنجشنبه 3 دی 1388 ساعت 01:38 ب.ظ

؛ نظرات : ؛ [+]

نویسندگان
موضوعات
عناوین گذشته

» با لاله که گفت...

» یک خاطره دردناک از دکتر شریعتی

» سالگرد شهادت دکتر شریعتی گرامی باد

» پاسخ دکتر به اتهامات

» حالا میفهمم خدا چه زجری میکشد...

آرشیو ماهیانه
مطالب برگزیده
 

آمار و اطلاعات وبلاگ
کل مطالب :
بازدید های امروز :
بازدیدهای دیروز :
بازدیدهای شما :
کل بازدید ها :
وضوح تصویر :
Search Engine Optimization

Copyright © 2006 javdaneh , All rights reserved.