تبلیغات
دكتر علی شریعتی - رساله ی عشق

دكتر علی شریعتی

جستجوگر
منوی اصلی
برای جستجو در وبلاگ واژه‌ كلیدی‌ مورد نظرتان را وارد کنید :
نظرسنجی

» آیا با عقاید و تفكرات دكتر شریعتی موافق هستید ؟





لینک های روزانه

» سبزه

» ببار باران

» منم زیبا و زیبا بنده ام را دوست میدارم

» راهنمای شب

» سیستم حضور و غیاب

» نیلوفر آبی

» نیمه حرف

» شعله بیقرار

» جایی برای حقیقت نیست

» حقایق عشق

» فرزند كویر

» حرفهای دلتنگی

» روشنگری

» تاریخ و تمدن ایران

» تفكر

» از قلم

» دور از همهمه ی خوابستان

» دانلود آثار دکتر علی شریعتی

رساله ی عشق

هرچه می نویسم پنداری دلم خوش نیست و بیشتر آنچه در این روز ها نبشتم همه آن است که یقین ندانم که نبشتنش بهتر است از نا نبشتنش.

ای دوست نه هرچه درست و صواب بود،روا بود که بگویند... و نباید که در بحری افکنم خود را که ساحلش پدید نبود، و چیزها نویسم بی"خود" که چون "واخود " آیم بر ان پشیمان باشم و رنجور.

ای دوست می ترسم و جای ترس است از مکر سرنوشت...

حقا، و به حرمت دوستی،که نمی دانم که این که می نویسم راه "سعادت"است که می روم، یا راه "شقاوت"؟

و حقا که نمی دانم که این که نبشتم"طاعت"است یا "معصیت"؟

کاشکی،یکبارگی،نادان شدمی تا، از خود،خلاصی یافتمی!

چون در حرکت و سکون چیزی نویسم،رنجور شوم ازآن بغایت!

و چون در معاملت راه خدا،چیزی نویسم ،هم رنجور شوم؛

چون احوال عاشقان نویسم،هم،نشاید؛

و هرچه نویسم هم نشاید؛

و اگر هیچ  ننویسم هم نشاید؛

و اگر گویم نشاید؛

و اگر خاموش گردم هم نشاید؛

و اگر این واگویم نشاید و اگر وانگویم هم نشاید...

... و اگر خاموش شوم هم نشاید!

(رساله ی عشق)

(معلم شهید،دکتر علی شریعتی)

 


نویسنده : ضمیر خویش
ارسال شده در یکشنبه 12 مهر 1388 ساعت 07:03 ب.ظ

؛ نظرات : ؛ [+]

نویسندگان
موضوعات
عناوین گذشته

» با لاله که گفت...

» یک خاطره دردناک از دکتر شریعتی

» سالگرد شهادت دکتر شریعتی گرامی باد

» پاسخ دکتر به اتهامات

» حالا میفهمم خدا چه زجری میکشد...

آرشیو ماهیانه
مطالب برگزیده
 

آمار و اطلاعات وبلاگ
کل مطالب :
بازدید های امروز :
بازدیدهای دیروز :
بازدیدهای شما :
کل بازدید ها :
وضوح تصویر :
Search Engine Optimization

Copyright © 2006 javdaneh , All rights reserved.